من و هاشمی

همزمان با زندانی شدن فائزه و مهدی هاشمی دوباره بحث در مورد خاندان هاشمی بالا گرفته

نکته خیلی جالبش اینجاست که هر مقاله ای که میخونی و هر برنامه ای که میبینی همه دارند میگند هیچکس به اندازه من از خانواده هاشمی صدمه ندیده ، مفاهیم مطلق مخصوصآ وقتی بحث مقایسه میاد وسط ، اصولآ برای ایرانیان معنی جدا از همه زبان ها و همه ملت های دیگه داره! این ترین در فارسی مقوله عجیبی هست که اگر فرصت شد روزی در موردش مینویسم.

اما هاشمی موقعیت کم نظیری در ایران و شاید به طور کلی دنیای سیاست دارد ، هرچند فکر میکنم اکثر کشورها یکی مثل او را دارند ، یکی که نسبتآ فرا جناحی است ، گاهی متمایل به یک سو و گاهی متمایل به سمت دیگر هست به خاطر همین هم اینجا منفور است و هم اونجا ، هم اینور پسش میزند ، هم اونور ، اما هر وقت یک مشکلی اساسی ایجاد میشود ، ناگهان عزیز جناح خارج از قدرت میشود …

هاشمی با دولت بعد از جنگ شناخته میشود ، دولت کوپن ، تورم و البته فساد ، اما با همه اینها دولتی که از ولایتی تا خاتمی ، از فلاحیان تا معین ، در آن به شکل کاملآ غیر منتظره ای حضور داشتند.

دولتی که چهره ایران را بعد از انقلاب و جنگ طولانی عوض کرد ، دولتی که به نوعی جلوی یک فاجعه بزرگ اقتصادی بعد از جنگ طولانی رو گرفت ، اتفاقی که در تمام کشورهای جنگ زده رخ داده و میدهد.

هاشمی ، در حالیکه ملت روزمرگی رو چسبیده بود ، به فکر برنامه های 5 ساله افتاد ، الان بعد از نزدیک بیست سال ، دولت ایران حتی بودجه سالانه هم نمیتواند بدهد ، چه برسه به برنامه 5 ساله …

هاشمی کلنگ هایی زد که پروژه های واقعآ ملی بودن ، بصیرت کنترل جمعیت رو داشت ، ساختن دانشگاه ، مناطق آزاد اقتصادی و …..
مقایسه رفسنجانی با امیرکبیر اشتباه بزرگی بود بهترین مشابه برای او در تاریخ ایران رضا شاه هست ، احتمالآ خودش هم قبول داره اما نمیشد با رضاشاه مقایسه بشه به خاطر اینکه رژیمش ، جایگزین رژیم اون شده بود و ایده رسمی کشور نکوهش رضا شاه هست ، هرچند به نوعی ایده رسمی کشور مدتی نکوهش همین هاشمی هم بوده و ظاهرآ همچنان هم هست.
اما هیچکس رو نمیشه به خوبی رضاشاه با رفسنجانی مقایسه کرد … هر دو مجلس موسسان تشکیل دادن و نظرشون رو به نوعی تحمیل کردن به الیت جامعه و رژیم دلخواه خودشون رو آوردن وسط
هر دو در ایران بسیار آبادانی کردن ، جاده ها و سد ها و امثالهم رو ساختند ، چهره ایران را دگرگون کردند ، هر دو دانشگاه ساختند ، امروز خیلی ها شغل و درآمد و تحصیلاتشون رو مدیون فکر رفسنجانی هستند که میون جنگ و کشت و کشتارها و حذف مخالف در دهه شصت به فکر ساختن دانشگاه بود و هر دو هم به نوعی دیکتاتوری و خفقان رو حاکم کردند در دوران اوج قدرت هر دو تقریبآ هرگونه انتقادی غیر ممکن بود و باز جالبه ایران بعد از پایان دوره هر دو ، یک مدت کوتاهی مزه دموکراسی رو چشید
حتی میشه رفسنجانی رو بالاتر از رضا شاه هم دونست ، چون مرد پیروز جنگ بزرگ هست و ایران در واقع در زمان او اشغال نشد و بیگانه وارد خاک وطن نشد  ، اما رضا شاه تسلیم قوای بیگانه شد و …

در جزئیات تفاوت های زیادی هست ، اما در نگاه کلی هیچکس به اندازه این دو تن شبیه هم نیستند

حالا میرسیم به یکی از مغالطات رایج مردم ایران …

اکثر مردم رضا شاه رو خادم ملت میدونند و کلی در موردش حرف میزنند و به به و چه چه میکنند که فلان بود و بهمان بود و …اما عده کمی از بین مردم هورا کش هاشمی هستند

حالا اگه کسی رضا شاه رو خوب میدونه ، منطقآ باید همین نظر رو نسبت به رفسنجانی داشته باشه و اگر رفسنجانی رو بد میدونه ، همین نظر رو باید نسبت به رضا شاه داشته باشه
اینکه اون تاج داشته و این عمامه هیچ اولویت و برتری برای هیچکدومشون نیست

یکی از تفاوت های عمده رضاشاه و هاشمی ، سیاستمداری دومیست ، که حتی زندانی شدن بچه هایش هم به نظر خیلی ها سیاسی بازی او و در مسیر اهداف اوست. من شخصآ با این نظریه مخالفم ، هرچند فقط زمان میتونه درستی این نظریه رو اثبات کنه ، اما چیزی که قطعی هست ، اینکه عملکرد فرزندان هاشمی ، مخصوصآ فائزه کاملآ جدا از پدر قابل بررسی هست ، اما معمولآ زیر سایه پدر ، عملکرد مستقلشون دیده نمیشه که این موضوع متاسفانه یکی دیگه از مشکلات تحلیل گران ماست. مقالات خوبی هم هست ، مثلآ از دکتر زیبا کلام که با سرچ همزمان نام هر دو در گوگل میتونید چندتایی پیدا کنید.

من و احمدی نژاد و سازمان ملل

ما در ایران اصولآ با پدیده تحلیل محتوا (که واژه انگیلیسیش میشه Content analysis) به معنی تحلیل کمی و نظامدار محتوای آشکار یک متن آشنا نیستیم و از آنجا که همه عقل کل و صاحب کمالات منحصر به فردیم ، فقط در زمینه تفسیر کار میکنیم.

اصولآ ما به اعداد و علم اهمیتی نمیدیم ، این بچه بازی ها برای عقل کامل و بی نقص ما وقت تلف کردن هست. حالا من یک جوان بیکار ایرانی ساکن بلاد کفر تصمیم گرفتم از روی بیکاری و به مناسبت هشتمین سخنرانی آقای احمدی نژاد به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل ، یک تحلیل کمی بکنم بیانات گوهر بارشون رو. تا الان من تنها بررسی کمی این سفرهای آخر تابستانی به نیویورک رو در تحلیل تعداد همراهان و تعداد سوتی ها دیدم ، شاید این یک نگاه تازه به این 8 سفر باشه.

خوشبختانه رئیس جمهوری آرشیو خوبی از این بیانات در سایت پرزیدنت دات آی آر در اختیار ملت همیشه در صحنه قرار دادند.البته من متاسفانه نمیتونم خیلی دقیق و کامل تعداد تکرار کلمات رو در بیارم به خاطر اینکه به شدت وقت گیر هست اما سعی کردم تکرار کلمات کلیدی رو برای یک مقایسه کوتاه دربیارم.

سال 84 و سخنرانی اول

سال 85 و سخنرانی دوم

سال 86 و سخنرانی سوم

سال 87 و سخنرانی چهارم

ایران: 27 بار (با پیشوند جمهوری اسلامی:16 بار و باقی دفعات به صورت جدا آماده)

ایران: 3 بار (با پیشوند جمهوری اسلامی:1 بار و باقی دفعات به صورت جدا آماده)

ایران: 22 بار (با پیشوند جمهوری اسلامی:1 بار و باقی دفعات به صورت جدا آماده)

ایران: 7 بار (با پیشوند جمهوری اسلامی:1 بار و باقی دفعات به صورت جدا آماده)

فلسطین: 6 بار

فلسطین: 8 بار

فلسطین: 6 بار

فلسطین: 6 بار

رژيم صهيونيستي: 2 بار

رژيم صهيونيستي: 1 بار

رژيم صهيونيستي: 5 بار

رژيم صهيونيستي: 6 بار

آمریکا: 0 بار

آمریکا: 3 بار (دوبار منظور قاره آمریکا بوده است)

آمریکا: 3 بار(یکبار آمریکای لاتین گفته شده است)

آمریکا: 6 بار (یکبار امریکای جنوبی و یکبار امریکای لاتین گفته شده)

ملت / مردم:40 بار که فقط 13 بارش مربوط به ملت یا مردم ایران بود

/ مردم:32 بار که فقط 2 بارش مربوط به ملت یا مردم ایران بود

ملت / مردم:57 بار که 14 بارش مربوط به ملت یا مردم ایران بود

ملت / مردم:45 بار که فقط 6 بارش مربوط به ملت یا مردم ایران بود

دموکراسی/ دموکراتیک: 3 بار که هیچ بارش در مورد ایران نبوده

دموکراسی/ دموکراتیک: 7 بار که هیچ بارش در مورد ایران نبوده

دموکراسی/ دموکراتیک: 1 بار که در مورد ایران نبوده

دموکراسی/ دموکراتیک: 0 بار

صلح: 26 بار

صلح: 13 بار

صلح: 15 بار

صلح: 6 بار

جنگ: 3 بار

جنگ: 8 بار

جنگ: 14 بار

جنگ: 2 بار

سازمان ملل: 5 بار

سازمان ملل و سازمان های مشابه: 17 بار

سازمان ملل و سازمان های مشابه: 16 بار

سازمان ملل و سازمان های مشابه: 4 بار

شورای امنیت: 0 بار

شورای امنیت: 34 بار

شورای امنیت: 15 بار

شورای امنیت: 3 بار

هسته : 34 بار *

هسته : 2 بار

هسته : 9 بار

هسته : 4 بار

مدیریت: 0 بار

مدیریت: 0 بار

مدیریت: 1 بار

مدیریت: 0 بار

اسلام: 1 بار* *

اسلام: 1 بار

اسلام: 0 بار

اسلام: 0 بار

خدا: 8 بار

خدا: 9 بار

خدا: 24 بار

خدا: 26 بار

امروز:12 بار

امروز:12 بار

امروز:10 بار

امروز:7 بار

سال 88 و سخنرانی پنچم

سال 89 و سخنرانی ششم

سال 90 و سخنرانی هفتم

سال 91 و سخنرانی آخر

ایران: 3 بار (با پیشوند جمهوری اسلامی:1 بار و باقی دفعات به صورت جدا آماده)

ایران: 16 بار (با پیشوند جمهوری اسلامی:2 بار و باقی دفعات به صورت جدا آماده)

ایران: 2 بار (اصلآ از لفظ جمهوری اسلامی استفاده نشده)

ایران: 5 بار (اصلآ از لفظ جمهوری اسلامی استفاده نشده )

فلسطین: 5 بار

فلسطین: 10 بار

فلسطین: 1 بار

فلسطین: 1 بار

رژيم صهيونيستي: 2 بار

رژيم صهيونيستي: 5 بار

رژيم صهيونيستي: 3 بار

رژيم صهيونيستي: 2 بار

آمریکا: 4 بار (دوبار آمریکای لاتین گفته شده است)

آمریکا: 12 بار (یکبار آمریکای جنوبی گفته شده است)

آمریکا: 4 بار

آمریکا: 4 بار (که یکبار مربوط به آمریکای لاتین است)

ملت / مردم:38 بار که8  بارش مربوط به ملت یا مردم ایران بود

ملت / مردم:34 بار که 5 بارش مربوط به ملت یا مردم ایران بود

ملت / مردم:38 بار که فقط 1 بارش مربوط به ملت یا مردم ایران بود

ملت / مردم:53 بار که فقط 6 بارش مربوط به ملت یا مردم ایران بود

دموکراسی/ دموکراتیک: 0

دموکراسی/ دموکراتیک: 2 بار که هیچ بارش در مورد ایران نبوده

دموکراسی/ دموکراتیک: 0 بار

دموکراسی/ دموکراتیک: 0 بار

صلح: 11 بار

صلح: 5 بار

صلح: 8 بار

صلح: 9 بار

جنگ: 5 بار

جنگ: 9 بار

جنگ: 8 بار

جنگ: 9 بار

سازمان ملل و سازمان های مشابه: 5 بار

سازمان ملل و سازمان های مشابه: 7 بار

سازمان ملل و سازمان های مشابه: 5 بار

سازمان ملل و سازمان های مشابه: 9 بار

شورای امنیت: 2 بار

شورای امنیت: 5 بار

شورای امنیت: 3 بار

شورای امنیت: 2 بار

هسته : 0 بار *

هسته : 7 بار

هسته : 1 بار

هسته : 0 بار

مدیریت: 0 بار

مدیریت: 14 بار

مدیریت: 13 بار

مدیریت/مدیران: 18 بار

اسلام: 1 بار * *

اسلام: 3 بار

اسلام: 1 بار

اسلام: 0 بار

خدا: 10 بار

خدا: 11 بار

خدا: 7 بار

خدا: 12 بار

امروز: 2 بار

امروز: 2 بار

امروز:4 بار

امروز:5 بار

  *: هرچیزی که مربوط به هسته هست از انرژی تا کلاهک و مسئله و …

** : به عنوان یک کلمه واحد محاسبه میشه  طبیعتآ تکرار در جمهوری اسلامی و مجلس شورای اسلامی حساب نمیشه

نکات جالب حاشیه ای:

همه ما میدونیم خیلی از مسئولین ایران رو از آخر جمهوری اسلامی میاندازند و خیلی وقتها اسم رسمی کشور را جمهوری اسلامی خالی میگند ، اما احمدی نژاد فقط یکبار جمهوری اسلامی خالی استفاده کرده اون هم در سخنرانی اولش و در هفت سال هرگز ایران رو از قلم ننداخته ، ضمن اینکه در سالهای آخر اصولآ جمهوری اسلامی استفاده نکرده. از واژه مردم سالاری فقط در سخنرانی های اول و پنجم (هر دو اولین سخنرانی بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران هستند) استفاده شده که فقط در سخنرانی اول اشاره به ایران دارد.

نام صدام یکی در میون در سخنرانی ها حداقل یکبار تکرار شده ، فقط در سخنرانی آخر این سنت شکسته شد در حالیکه که نوبتش نبود اما در متن سخنرانی بود ، در این هشت سال یکبار هم اسمی از خمینی یا خامنه ای آورده نشده ، سالهای 88 ، 90 و 91 از حضرت مهدی نام برده شده ، فقط سال 87 از لفظ امام استفاده شده ، نام زهرا یا فاطمه هرگز استفاده نشده حالا چرا گفته میشه این نام ها را احیا کرده خدا داند و گوینده سخن.

من سعی کردم چندبار چک کنم اما با توجه به فونتهای متفاوت سایت ریاست جمهوری و زیادی اطلاعات امکان اشتباه هست ، اینکه سالهای آخر به مسئله هسته ای اصلآ اشاره نشده و اینکه در اکثر این سالها تم سخنرانی تقریبآ ثابت هست مسائل دیگر قابل توجه هستند در این 8 سال ، در فرصتی که خیلی بهتر میشد ازشون استفاده کرد ، به نحوی که تاثیر مثبتش در زندگی تک تک ما ایرانی ها نمود پیدا کنه

من و اینترنت

داستان آشنایی من با اینترنت از یک عصر در خانه قدیمی خاله ام شروع شد. روزی که برادر شوهر خاله ام که نماد تجدد و تکنولوژی بود کامپیوترش رو روشن کرد (هنوز دوران لب تاپ شروع نشده بود) و به من گفت کجا میخوای بری؟! هرجای دنیا میخوای بری بگو که بریم … منم که هنگ کرده بودم اینقدر معطل کردم تا خودش گفت میخوای بریم هالیوود؟! بعد رفتیم تو یک سایتی که مربوط به هالیوود بود ، همین برای عاشق شدن من کافی بود ، البته با توجه به فضای مذهبی اون خونه ، یهو تشخیص داده شد که ادامه پیدا نکنه اما همین سایت شد اولین تماس من با اینترنت و البته همینجا هم بود که من برای اولین بار با مفهوم سانسور و عدم اجازه دسترسی به اینترنت آزاد آشنا شدم که تا به امروز قسمت لاینفک اینترنت در ایران است

مدتی گذشت و من سعی کردم همین متد رو برای آشنایی اعضای جوان تر خانواده با اینترنت استفاده کنم ، البته بدون نظارت بزرگتر ها که اون مشکل سانسور پیش نیاد.

مدتی بیشتر گذشت و من فهمیدم میشه فقط خواننده نبود ، اون زمان یاهو مسنجر به شدت مد بود ، بزرگترین پیشرفت هم شنیدن صدا بود ، چت روم ها به وجود اومده بود و فضاش هم مثل فضای این روزها نبود ، دسترسی به اینترنت خیلی محدود تر بود ، اکثر کاربران در یک رنج سنی و اجتماعی بودند به خاطر همین مشکلات هم خیلی خیلی کمتر بود. تنها مشکل شاید عدم آرشیو شدن مطالب بود.

این بود که حدودآ سال 82 یکی از دوستانم یک صفحه در سایتش در اختیار من گذاشت که شد اولین وبلاگم ، من مطالب رو براش میل میکردم ، اون هم تو بخش مربوط به من پستش میکرد ، یکسری مشکلات برای دوستم پیش اومد بعد از مدتی و سایتش با تمام مطالب خودش و من به عدم پیوست. سال 84 تصمیم گرفتم برم روی یک هاستینگ معتبر یعنی پرشین بلاگ ، اولین وبلاگم رو اونجا ساختم ، همزمان با پدیده فروم آشنا شدم. مدتی گذشت من دوتا دومین هم ثبت کرده بودم تا سایت خودم رو منتشر کنم ، برای محتوای هر دو هم فکرهایی کرده بودم اما فروم من رو گرفتار خودش کرد. القصه دومین ها رو تمدید نکردم اما وبلاگ جدیدی در پرشین بلاگ به آدرس همون دومین ساختم که اون محتوایی که میخواستم رو اونجا بذارم (که هرگز نشد) و کم کم کامل جذب فروم شدم.

یافتم که فروم فرصت دیالوگ رو فراهم میکنه و خیلی بیشتر از مونولوگ های بلاگی برای من جذاب بود. باری ما وبلاگ رو رها کردیم و چسبیدیم به فروم که همین چند روز پیش صاحبان فروم مذکور ، منافع مالی رو ارجح بر تعهد اخلاقی دونستند و هزاران پستی که طی بیش از 6 سال با خون و دل و صرف وقت فراوان نوشته بودم به همراه ده ها هزار پست از صدها نفر دیگه رو به دیار عدم فرستادند.

بر صاحبان فروم حرجی نیست به هر حال منافع اقتصادی زیادی دارند ، بیشتر عاقبت یادگاری نوشتن بر دیوار دیگران است این اتفاق.

زدن فروم و رفتن به یک فروم دیگه از اون کارهاییست که بسیاری از دوستان من سعی کردن بکنند و هیچوقت نتیجه خیلی مطلوب نداد ، خیلی از اونها دو ، سه سالی حداکثر برقرار بود و بعد کلآ حذف شد ، بعضی ها در گروه های کوچک باقی ماندن و اتفاقآ محل خوبیست برای حفظ دوستی های با ارزش ، اما هیچکدوم اون فراگیری پرشین تولز رو نداشت ، هرچند خود او هم مقبولیتش رو از دست داده بود ، سرانجام جامعه مجازی هم به سمت انزوای بیشتر داره حرکت میکنه ، الان هم که فیس بوک اولین و آخرین کعبه دوستان هست.

خلاصه این همه گفتم که بگم بعد از سالها دوباره برگشتم به بلاگ نویسی و اینجا رو انتخاب کردم که نوشته هام کمی بیشتر در امان باشند تا ببینیم بعد ها چه خواهد شد.

اما اهمیت ثبت این تراوشات ذهنی برای من اونجاست که مسیر فکری خودم رو میتونم دنبال کنم ، من که وبلاگ نویس نیمچه مذهبی یک دهه قبل هستم امروز با تفکراتی 180 درجه ای مخالف میخوام مطلب بنویسم ، عدم کتمان آن چه بودی ، کمک میکنه که از اینکه هستی بهتر بشی.   پست ها و حتی اسم بلاگ رو با من و …. شروع میکنم که تاکید کنم نوشته ها نظرات شخصی اینجانب است و هیچ ارزش دیگری ندارد. نهایت آرزوی من هم در فضای مجازی تجربه دوباره فضای دیالوگ نویسی هست ، به هر حال فعلآ بستری مناسب تر از اینجا پیدا نکردم.